پایگاه خبری تحلیلی نسیم گیلان

آخرين مطالب

سرمقاله شرق/ کدام سلبریتی مقالات

سرمقاله شرق/ کدام سلبریتی
  بزرگنمايي:

نسیم گیلان - سرمقاله شرق/ کدام سلبریتی
سایز متن الف الف
لینک کوتاه در کلیبرد کپی شد! http://akhr.ir/6017209
٠
٠
شرق / « کدام سلبریتی » عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم سیدمصطفی هاشمی‌طبا است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
لفظ سلبریتی ظاهرا به کسانی اطلاق می‌شود که با داشتن شهرت در جامعه طرفدارانی فراوان پیدا می‌کنند و در فضای مجازی دنبال‌کننده (فالوئر) زیادی ‌دارند.برای چهره‌های مشهور هنری و ورزشی امروز از این لقب استفاده می‌کنند و برخی از مردم که فقط به ظواهر بسنده می‌کنند و از عمق وجودی افراد بی‌اطلاع‌اند، خود را به‌عنوان دنبال‌کننده مطرح می‌کنند؛ این نه به معنی آن است که سلبریتی‌های مشهور همگی از عمق پاکیزه‌ای برخوردار نیستند بلکه به این معنی است که بدون داشتن علم و اطلاع از ماهیت وجودی افراد، امروزه دنبال‌کننده‌ها (فالوئرها) به آنان گرایش پیدا می‌کنند.اما ببنیم سلبریتی واقعی کیست؟ کیست که نداند امروز در ادبیات تاریخی ما می‌توانیم از کاوه آهنگر و آرش کمانگیر ‌ به‌عنوان سلبریتی‌های مورد پسند مردم ایران یاد کنیم؛ اسطوره‌هایی که برای ماندگاری ایران‌زمین جان دادند.در زمینه ادبیات بی‌گمان سعدی و حافظ و فردوسی و مولوی کسانی هستند که به معنی واقعی سلبریتی‌های تاریخ ادب ما را تشکیل می‌دهند و شهرتشان علاوه بر ایران در اقصی‌ نقاط جهان عالمگیر شده است و به‌قول خود سعدی، ذکر جمیل سعدی در افواه عوام افتاده و صیت سخنش در بسیط زمین رفته است. بسیارند آنان که در طول تاریخ در خدمت ایران و ایرانی بوده‌اند و این کشور را از گرداب‌ها رهایی بخشیده‌اند و امروز نام آنان شهره شهر شده از دانشمندان ایرانی تا سردار ملی، یعنی ستارخان و علمای دینی نجات‌بخش و شهیدانی مانند خرازی، همت، جهان‌آرا، فلاحی، ستاری، شیرودی و دیگران که همه وجود خود را تقدیم ایران و ملت ایران کردند.می‌خواهیم این اشتباه را برطرف کنیم که بگوییم سلبریتی‌ها فقط به برخی هنرپیشگان و احیانا ورزشکاران محدود نمی‌شود. جان‌های عموم مردم به دنبال کسانی است که برای مردم و کشور جان می‌دهند و اگر فردی این خصیصه را نداشته باشد، فقط یک ظاهر عوام‌فریبانه از خود نشان می‌دهد.اگر برخی از سلبریتی‌های مشهور هزاران یا چند میلیون فالوئر دارند، امروز باید از یک سلبریتی که ده‌ها میلیون فالوئر حضورا و نه در صفحات مجازی او را دنبال کردند یاد کنیم و او کسی جز قاسم سلیمانی نیست. کدام سلبریتی را می‌شناسید که مردم همه شهرها این‌چنین دنبال‌کننده او باشند و ده‌ها میلیون انسان او را بدرقه کنند؟ این را برای این می‌نویسم که آنان که امروز سلبریتی شناخته می‌شوند و از فضای جامعه به‌نفع خود استفاده کردند، بدانند کسانی که پیش‌مرگ آنان شده‌اند نباید مورد کنایه و بی‌اعتنایی قرار گیرند.چگونه شهیدی ایرانی در کشورهای مختلف جهان مورد حمایت و بزرگداشت قرار می‌گیرد (از جمله در هندوستان به روایتی در صدها شهر) و در کشورش از‌سوی برخی عناصر مورد بی‌مهری؟خود اروپاییان بهتر می‌دانند که شهید سلیمانی و سایر شهدای حرم نه‌تنها به ایران و سوریه و عراق و مردم آنها کمک کردند که شاید بزرگ‌ترین خدمت را به اروپاییان کرده‌اند و اینان در پاداش به او، سکوت کرده یا برخی از آنان به ‌دریوزگی آمریکا از ترور او پشتیبانی کردند. اروپاییان خود می‌دانند که گرچه داعش را در ابتدا آمریکا و عربستان و اسرائیل تشکیل دادند و هدفش گسترش اسلام‌هراسی و تجزیه سوریه و عراق بود، اما ایدئولوژی آن که نفرت از شیعه و سنی غیروهابی بود، در رده‌های مختلف طبعا، ناآگاه از اهداف مؤسسان آن به یک حرکت تندروانه مذهبی -که البته مسیحیان و اروپاییان نیز از عداد اهداف آن بودند- گسترش یافته و می‌یابد و هیچ استعبادی در این مورد وجود ندارد. یک حرکت یا یک جنبش که در ابتدا با هدف مشخص تشکیل می‌شود، در لایه‌های آن، به‌ویژه همراه با گذشت زمان به شعباتی مختلف و ازجمله به ضد آن منجر می‌شود. لایه‌های پایینی داعش یقینا هدفشان پس از استقرار، اروپا و اروپاییان می‌بود و به همین دلیل اروپاییان بیش از همه باید قدردان شهید سلیمانی و شهدای حرم باشند، همچنان‌که اسرائیل خطری بالقوه نه‌تنها برای مسلمانان منطقه که برای اروپاییان است و بمب‌های هسته‌ای آن قبل از آنکه کشورهای اسلامی را هدف قرار دهد اروپا را ویران می‌کند...
به اعتقاد آنان بیشترین ظلم به یهودیان ازسوی اروپاییان همواره صورت گرفته و آخرین آن موضوع هولوکاست است که ازسوی آلمان نازی ایجاد شد و امروزه اروپاییان همواره به نژاد یهود دیدگاه تحقیرآمیز دارند؛ هرچند قوانینی در حمایت از صهیونیسم و یهودیان تصویب کرده‌اند. داعشی‌ها که ما را رافضی و مجوس و آتش‌پرست می‌خوانند، قتل مردان و اسارت زنان و کنیزی ما را واجب می‌دانند و دیگر نمی‌گویند این خانم و آقا سلبریتی و روشنفکر هستند و با پدیدآورندگان ما مبارزه نکرده‌اند. دیدیم که تنی‌چند از آنان که خود را سلبریتی می‌دانند، در پی سقوط هواپیمایی اوکراینی به اظهارات و اقداماتی دست زدند و آگاهانه یا ناخودآگاه همه جان‌فشانی‌ها و فداکاری‌هایی را که مردان دلاور ما انجام دادند زیر سؤال بردند در حالی که همه آنان که سلبریتی خوانده می‌شوند، وظیفه داشتند در شهادت سردار سلیمانی خود سینه سپر کرده و پیشاپیش مردم او را بدرقه کنند و وقتی پاسخ شنیدند که اگر حاج قاسم و حاج قاسم‌ها نبودند چه می‌شد، می‌گویند چرا اینها را به رخ ما می‌کشید؟ باید هم به رخ آنان کشید چراکه چه بخواهند و چه نخواهند بر گردن آنان دین بزرگی است، به بزرگی جغرافیای ایران از حاج قاسم سلیمانی.
می‌توانیم در برابر برخی ناملایمات به آنها حق بدهیم اما آنان ذاتا حق ندارند از حق‌شناسی نسبت به خدمتگزاران‌شان طفره روند. گویی برخی از آنان دین‌دار نباشند و حریم حرم پاکان دینی چون حضرت زینب علیهاسلام برای آنان مهم نباشد اما نباید به حفظ حدود و ثغور کشوری که در آن به دنیا آمده، رشد کرده، تغذیه کرده و مشهور شده تعصب و اعتقاد داشته باشند؟ و سربازان و مرزداران و جان‌نثاران میهن را پاس بدارند. من شاهد پاره‌شدن میزنای و شکستن ابروی علی دایی بوده‌ام، من شاهد سقوط وزنه بر شاهین نصیری‌نیا و برخواه بوده‌ام، من شاهد تمرینات سخت و توان‌فرسای کشتی‌گیران بوده‌ام، من شاهد تلاش‌ها و سختی‌های برخی هنرمندان برای ایفای نقش‌شان بوده‌ام اما شاهد قطع دست و پای رزمندگان و متلاشی‌شدن بدن آنها نبوده‌ام اما آثار آنها را دیده‌ام. خود قهرمانان ورزشی به‌خوبی اذعان دارند که هیچ تناسبی بین این دو نوع آسیب‌دیدگی نیست. پس چگونه برخی با اقدامات و اظهارات خود جان‌برکفان میهن را زیر سؤال می‌برند؟ در اینکه ما طرز فکرهای متفاوتی داریم، تردیدی نیست و هیچ نوع اندیشه‌ای را نمی‌توان بدون خواست و قانع‌کردن فرد تغییر داد و همه ما به‌عنوان ایرانیان حق اظهار نظر، اندیشیدن و بیان نقطه نظرات خود را داریم اما دعوت به جنجال آن هم علیه مدافعین امنیت کشور و تضعیف نهادهای خدمتگزار واقعا از عقل سلیم به‌دور است همچنان که سخن آن خانمی که مخالفان طرز اندیشه خود را تشویق به ترک کشور کرده و بعد عذرخواهی کرد، سخیف است؛ هر چند شجاعت عذرخواهی داشت. اما آن که دعوت به جنجال و آشوب کرده است، هرچند خود را روشنفکر و سلبریتی می‌داند، نه تنها از حرف و حرکت خود عذرخواهی نکرده که زبان باز کرده است که چرا از داعش سخن می‌گویید.
اگر همه ما با یکدیگر اختلاف نظر داریم، حق داریم سخن خود را بگوییم و یکدیگر را تحمل کنیم و اگر خود را روشنفکر می‌شماریم، به طریق اولی باید این حق را برای دیگران به رسمیت بشناسیم و با احترام ده‌ها میلیون هموطن که سردار خود را بدرقه کردند به پا بایستیم و سر خم کنیم و در اینجاست که روشنفکر واقعی خود را می‌تواند به راستی بنمایاند. اگر با هم اختلاف نظر داریم، همه ما باید برای حفظ میهن‌مان همسو شویم و هجوم دشمن را خنثی کنیم. صداهای تبلیغاتی مغرب‌زمین دائما می‌گفتند و می‌گویند که ایران حرف منطقی ندارد و از مذاکره طفره می‌رود و آشوب‌طلب است. مگر ایران با 1+5 از جمله آمریکا مذاکره نکرد، از برخی حقوق خود صرف‌نظر کرده و معاهده‌ای را امضا کرد که امضای همه کشورها از جمله آمریکا ذیل آن بود. چه شد که با وجود انجام همه تعهدات ایران، آمریکا از آن خارج شد همچنان که از پیمان پاریس و توکیو و نیز یونسکو خارج شد.
آقای یا خانم سلبریتی که در مقابل پاسداران و مرزدارانمان ایستاده‌ای، آیا تاکنون یک سطر در محکومیت ترامپ نوشته‌ای؟ آیا روشنفکری شما فقط باید در مقابل هم‌میهنان سربدارتان باشد. هرگز طعم اسارت را نچشیده‌ای که خود را در این کشور اسیر می‌دانی. اصلا می‌دانی چه بر سر اسرای بوسنیایی و ایزدی و سوری آمده است؟ همه ما در زمینه‌هایی که خلاف نظر ماست، حق مخالفت و بیان آن را داریم و حتی اگر هم از ما سلب شده باشد، در مقابل یک فاسد زورگوی بی‌آبروی مهاجمِ بی‌منطق که به سرقت نفت سوریه و پول عربستان پرداخته و هموطن فداکار ما را ناجوانمردانه شهید می‌کند، نباید سکوت کنیم. شاید به این دلیل حرفی نمی‌زنیم تا اگر به آن دیار رفتیم از ما استقبال کنند و ما را عزیز بدارند. در تمام تاریخ، ایران همواره با خون‌های دلاوران خود ایستادگی کرده و نه با افرادی که دیگران را بیش از هم‌میهنان خود دوست دارند.
حرفت را بزن همچنان که همواره گفته‌ای، اما از سربازت که از من و تو و دیگر هموطنان پاسداری و حراست می‌کند، با صدای بلند دفاع کن و بر دشمن نابخرد که میهن‌مان را می‌خواهد تجزیه کند با کلامت یورش ببر، از آزادی‌ات دفاع کن، حقوق ازدست‌رفته‌ات را بخواه اما دوست را بشناس و دشمن را محکوم کن با صدای بلند تا به یک سلبریتی واقعی تبدیل شوی.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

آیا طولانی‌ترین جنگ آمریکا به پایان می‌رسد؟

یک وبسایت تحلیلی: آمریکا یک نسل از ایرانی ها را از فرصت زندگی محروم کرده است

لزوم تقویت جایگاه تخصصی وزارت بهداشت

پروجکت سندیکت: کرونا، چین را به سمت تغییرات سیاسی سوق می‌دهد

سینمای جهان در خدمت انتخابات

نشنال اینترست: چرا نباید نبرد ایران و امریکا را به جنگ سرد تشبیه کرد؟

اتحاد برای مقابله با کرونا

فایننشیال تایمز: مشکل دموکرات‌ها در ستیز با ترامپ چیست؟

فرجام اشتباهات استراتژیک؛ وضعیت اصلاح طلبان به روایت شریعتی

یک امضای پر هزینه!؛ تاثیرات معاهده «ان‌پی‌تی» بر توسعه برنامه هسته‌ای

کرونا سیاسی نیست

انسان بی‌پناه

پرنده خوشبختی روی شانه‌های سندرز

دست‌درازی دلالان به بازار فولاد کشور

اصلاح‌طلبان گرفتار عملکرد دولت

تکرار کابوس 2016

پیامدهای تصمیمات سیاسی در اقتصاد

سیاسی‌کاری FATF

ماه 17 درصدی بورس تهران

سرانجام، لیست سیاه

جبرائیلی: ایران باید همکاری‌های خود را با FATF متوقف کند

اوج‌گیری وارن و سندرز در لاس‌وگاس

هژمونی نظارت از NPT تا SPV

روزنه سفید در لیست سیاه

رای مردم، اقتدار نظام

فرجام عدم‌تصمیم در «تشخیص مصلحت»!

با لیست‌سیاه چه کنیم؟

ورود خانه‌های خالی به بازار، قیمت مسکن را کاهش می‌دهد

تیر خلاص کرونا به تورهای نوروزی

شیوه رفتار رسانه‌ای در روزهای بحران

به شایعات اعتماد نکنیم

مردم با رأی خود قاتل شهید سلیمانی را تیرباران کردند

روز فروش عالی

سرمقاله خراسان/ مردم اشتباه انتخاب نمی کنند

سرمقاله کیهان/ فردای انتخابات چه باید کرد؟

سرمقاله وطن امروز/ انتخابات ایرانی، آینه دق شیخ‌نشین‌ها و اقماری‌های آمریکا

سرمقاله فرهیختگان/ بونگ جون هو، دونالد ترامپ، جواد طباطبایی و دیگران

سرمقاله شرق/ فردای انتخابات دوم اسفند

سرمقاله اعتماد/ مردم با انتخابات قهر نکردند

سرمقاله ایران/ آغاز مرحله جدید

سرمقاله دنیای اقتصاد/ مجلس آینده و بایدهای بنیادی

سرمقاله سیاست روز/ مجلسی متفاوت

سرمقاله رسالت/ انتخابات، مشارکت، صلاحیت

ترامپ به دنبال سیطره بر«راه نفتی» در سوریه است

روایت "نیویورک تایمز" از شکست مانور قدرت اروپا

بررسی ماموریت‌ها و اهداف انقلاب سفید

قرار گرفتن در لیست سیاه اف‌ای‌تی‌اف چه اثری بر بازار ارز دارد؟

پس از قابوس روابط ایران و عمان به کدام سو می‌رود؟

8 دلیل واقعی‏ بروز بحران در اقتصاد ایران

نشنال اینترست: آیا ترامپ دکترین ریگان را در پیش گرفته است؟