نسیم گیلان - ایرنا / پنج نفر در یک روز در ساحل رامسر جان خود را از دست میدهند و روز بعد، در همان ساحل، مسافران بیاعتنا به فاجعه روز قبل و تابلوهای پرتعداد «شنا ممنوع» وارد آب میشوند. این تناقض، فقط روایت یک حادثه نیست؛ نشانهای است از اینکه در عصر «اقتصاد توجه»، حتی واژههایی مانند «مرگ»، «خطر» و «شنا ممنوع» نیز اگر سالها بدون تغییر تکرار شوند، ممکن است قدرت هشداردهندگی خود را از دست بدهند. پرسش اینجاست که آیا زمان آن نرسیده که به جای تکرار پیامهای کلیشهای، زبان هشدارها و شیوههای آگاهسازی با ذهن و رفتار مخاطب امروز بازطراحی شود؟
هنوز ۲ روز از مرگ پنج جوان در ساحل توسکاسرای رامسر نگذشته است؛ حادثهای که موجی از اندوه و پرسش را در افکار عمومی برانگیخت. اما کافی است در همان ساحل یا چند صد متر از محل حادثه فاصله بگیرید. در ساحل بعدی، همان تصویر تکرار میشود؛ آدمهایی که بیاعتنا به تابلوهای «شنا ممنوع»، «خطر غرقشدگی» و «خطر مرگ» وارد آب میشوند؛ انگار این واژهها دیگر قدرت متوقف کردن کسی را ندارند و معنی خود را از دست دادهاند.
هر سال تابستان، همین صحنه در سواحل شمال تکرار میشود؛ از ابتدای سال ۱۳۸۹ تا پایان سال ۱۴۰۴ طبق آمارهای رسمی، ۲ هزار و ۳۸۰ نفر در مازندران جانشان را در آب از دست دادند. بیش از ۹۰ درصدشان گرفتار امواج دریا شدند و مابقی نیز در رودخانهها، آببندانها، دریاچه سدها و سایر زیرساختهای آبی مانند کانالهای کشاورزی و استخر زندگیشان به پایان رسید. این درحالی است که تابلوها سر جای خود هستند، سوت ناجیان غریق به صدا درمیآید، هشدارها تکرار میشوند و در نهایت، خبر غرقشدن چند نفر دیگر منتشر میشود. پرسش اینجاست که مشکل کجاست؟ آیا مردم خطر را جدی نمیگیرند یا هشدارها دیگر کارکرد و معنی اصلی خود را در ذهن مخاطب از دست دادهاند.
دکتر مهدی محسنیانراد از صاحبنظران حوزه علوم ارتباطات در «مدل منبع معنی» میگوید ارتباط زمانی شکل میگیرد و پیام زمانی منتقل میشود که معنای مورد نظر فرستنده پیام، در ذهن گیرنده پیام متجلی شود. اما چرا مدتی است این ارتباط دچار اختلال شده، پیام ناقص منتقل نمیشود و اثرگذاری لازم را ندارد؟ کارشناسان معتقدند که این عبارتهذ سالها بدون تغییر تکرار شدهاند، به همین دلیل به جای بازدارندگی بهتدریج به بخشی از پسزمینه ذهن مخاطب تبدیل میشود. تابلو دیده میشود، اما دیگر تاثیری بر ذهن مخاطب و تغییر رفتار ندارد؛ وضعیتی که در آن، تکرار یک پیام، اثر روانی آن را کاهش میدهد.
البته رفتار جمعی نیز نقش تعیینکنندهای دارد. وقتی افراد میبینند دهها نفر در محدودهای که شنا در آن ممنوع اعلام شده وارد آب میشوند، رفتار دیگران برایشان از متن روی تابلو معتبرتر به نظر میرسد و هشدار رسمی در برابر هنجار غیررسمی جمع، عقب مینشیند. شاید به همین دلیل است که امروز دیگر پرسش اصلی این نیست که چرا تابلوهای «شنا ممنوع» نصب میشوند؛ بلکه این است که چرا با وجود آنها، همچنان قربانیان غرقشدگی هر سال تکرار میشوند. آیا زمان آن نرسیده که در زبان هشدارها، طراحی علائم، شیوه اطلاعرسانی و مدیریت ایمنی سواحل بازنگری شود؟
از رفع تکلیف تا روایت خطر/ اقتصاد توجه و پایان عصر هشدارهای تکراری
در همین ارتباط یک کارشناس علوم ارتباطات در گفتوگو با خبرنگار ایرنا تمرکز بر شیوههای سنتی اطلاعرسانی درباره هشدارها، روند اطلاعرسانی و آگاهسازی همچنین قزار گرفتن این پیامهای هشدار در چرخهای تکراری را عامل این وضعیت توصیف کرد و گفت: چرخهی فعلی با سلیقه و شیوه اثرپذیری مخاطب در عصر ارتباطات و اقتصاد توجه همخوانی ندارد، مخاطب امروز با انبوهی از دادهها و پیامها در حوزههای مختلف مواجه است و به همین دلیل، هشدارهای کلیشهای دیگر قدرت گذشته را برای جلب توجه ندارند. درواقع جون احساسی در مخاطب برنمیانگیزد کارکرد خود را از دست داده است.
تابلوها بهتنهایی کافی نیستند
اشکان جهانارای با اشاره به تکرار روشهای سنتی هشداردهی خاطرنشان کرد: همچنان در بسیاری از مناطق، اطلاعرسانی در قالب نصب تابلوهایی با شعارهای مرسوم و تکراری انجام میشود؛ در حالی که تبلیغات محیطی باید بر پایه خلاقیت، نوآوری و اقداماتی طراحی شود که قدرت بیشتری برای جلب توجه مخاطب داشته باشند.
وی استفاده از المانهای حجمی، مجسمهها، ماکتها و آثار محیطی را به عنوان مکمل تابلوهای هشدار پیشنهاد کرد و افزود: این عناصر میتوانند در نگاه نخست، ذهن مخاطب را با تصویری متفاوت روبهرو کنند، توجه او را جلب کنند و سپس پیام را با سرعت و عمق بیشتری انتقال دهند. به گفته وی، یک اثر محیطی باید علاوه بر انتقال مفهوم خطر، نگرانی و هولناکی حادثه را نیز در ذهن مخاطب تداعی کند.
وقتی «شنا ممنوع» به بخشی از منظره ساحل تبدیل میشود
این روزنامهنگار باسابقه هشدار داد: مخاطب امروز دیگر هشدارهای تکراری را به عنوان یک پیام جدی دریافت نمیکند، بلکه آنها را بخشی از فضای تفریح و محیط پیرامون خود میبیند. زمانی که یک پیام بدون تغییر بارها تکرار شود، به تدریج کارکرد خود را از دست میدهد و به یک عنصر عادی در محیط تبدیل میشود.
جهانآرای تصریح کرد: این موضوع به معنای حذف تابلوهای هشدار نیست. تابلوها باید همچنان وجود داشته باشند، اما لازم است بهروز شوند، کیفیت بصری مناسبتری پیدا کنند و در کنار آنها از ابزارهای مکمل ارتباطی استفاده شود؛ زیرا تابلو بهتنهایی دیگر پاسخگوی نیازهای ارتباطی مخاطب امروز نیست.
هنر، روایت و تجربه؛ مکملهای هشدار
او اجرای اقدامات محیطی مانند پرفورمنسهای هنری در سواحل، روایت تصویری خطرات شنا در خزر، آثار هنری چندبعدی و بهرهگیری از ایدههای خلاقانه هنرمندان را از جمله راهکارهای افزایش اثرگذاری هشدارها عنوان کرد.
جهانآرای تأکید کرد: اگر قرار است فرهنگسازی در مقصد نهایی سفر انجام شود، باید فراتر از روشهای مرسوم حرکت کرد. به گفته وی، استفاده از رسانههای محلی، رادیوی ساحل و سایر ابزارهای ارتباطی میتواند میزان اثرگذاری پیامها را در میان مسافرانی که قصد شنا دارند، افزایش دهد.
وی با بیان اینکه از منظر علوم ارتباطات، تابلوهای هشدار به رسانههای کاغذی شباهت پیدا کردهاند، یادآور شد: همانگونه که رسانهها ناگزیر به همگام شدن با تحولات ارتباطی شدهاند، شیوه هشداردهی نیز باید بهروز شود تا بتواند دوباره بر مخاطب اثر بگذارد.
وقت بازآفرینی واژهها رسیده است
این فعال رسانهای، مسئولان را نخستین متولی اجرای این تغییرات دانست و گفت آنان میتوانند با کمک مشاوران، ایدههای تازهای برای هشداردهی طراحی کنند. به اعتقاد وی، کنشگران محیطزیست، هنرمندان و سازمانهای مردمنهاد نیز باید با فعال کردن کنشگری اجتماعی، در این مسیر نقشآفرینی کنند.
وی درباره اهمیت واژهها در تولید پیامهای هشداردهنده خاطرنشان کرد فرسوده شدن واژهها نتیجه تکرار آنهاست. عبارت «شنا ممنوع» زمانی میتوانست برای مخاطب هولناک و نگرانکننده باشد، اما امروز به دلایل ارتباطی و روانشناختی، بخشی از اثرگذاری خود را از دست داده است. وقتی مخاطب میبیند عدهای وارد آب میشوند و اتفاقی برایشان نمیافتد، حتی استفاده از نمادهای تصویری یا تابلوهای چندزبانه نیز به تنهایی نمیتواند توجه او را جلب کند.
توضیح ویدیو
او تصریح کرد شعارهای جدید میتوانند قدرت بیشتری برای تغییر ذهن مخاطب داشته باشند، تجربه فرهنگسازی درباره کمربند ایمنی نشان میدهد موفقیت تنها حاصل هشدار یا جریمه نبود، بلکه پیامها با احساسات و روابط خانوادگی گره خوردند؛ شعارهایی مانند «یکی چشمانتظارت است» توانستند بیش از یک دستور ساده، بر ذهن و روان مخاطب اثر بگذارند.
وی افزود: در موضوع «شنا ممنوع» نیز همین خلأ وجود دارد و تاکنون کمتر از ظرفیت پویشهای اجتماعی، هشتگها و پیامهای عاطفی برای برانگیختن احساسات مخاطب استفاده شده است. به اعتقاد وی، واژهسازی و خلق شعارهای تازه میتواند مفهوم «شنا ممنوع» را با زبانی مؤثرتر به مخاطب منتقل کند.
وی نصب تابلوهای سنتی را نوعی رفع تکلیف توصیف کرد و گفت باید به مخاطب گفته شود «دریا همیشه مهربان نیست» و با روایت اثرگذار، سابقه غرقشدگی هر ساحل را به او یادآوری کرد.
ابن خبرنگار تأکید کرد فرهنگسازی صرفاً نصب یک تابلو نیست. وقتی در ساحلی که پنج جوان جان خود را از دست دادهاند، هر چند متر یک تابلو نصب شده اما حادثه همچنان تکرار میشود، روشن است که این شیوه به تنهایی پاسخگو نیست و باید به سراغ روشهای دیگری رفت.
وی با اشاره به تجربه کشورهای مختلف گفت در بسیاری از نقاط جهان، برای رخدادهای تلخ، المانهای یادبود ساخته میشود تا پیام حادثه در حافظه جمعی باقی بماند. به گفته وی، در سواحل مازندران نیز میتوان از چنین ظرفیتهایی استفاده کرد؛ المانهایی که یادآوری کنند در این نقاط انسانهایی جان خود را از دست دادهاند؛ حتی ناجیان غریقی که برای نجات دیگران از خودگذشتگی کردهاند.
جهانآرای تأکید کرد تکرار غرقشدگی در سواحل، رودخانهها و آببندانها نشان میدهد سبک اطلاعرسانی نیازمند بازنگری است. وی استفاده هدفمند از آمار، بدون آنکه جان انسانها به یک عدد تقلیل یابد، و همچنین طراحی شعارهای تازه و اثرگذار را از مهمترین الزامات افزایش اثربخشی هشدارها دانست.
او در توضیح بیشتر گفت: اصل ماجرا این است که فعالیتهای آگاهسازانه در نقاط پرخطر، تنها گام پایانی فرهنگسازی به شمار میروند، در حالی که فرهنگسازی باید در قالب یک زنجیره بزرگتر و از مبدأ سفر آغاز شود. به اعت، محدود کردن این اقدامات به مقصد سفر، بسیاری از فرصتهای اثرگذاری پیام را از بین میبرد
شاید امروز مسئله فقط تابلو یا نبود هشدار نباشد؛ مسئله این است که زبان هشدارها دیگر با ذهن و رفتار مخاطب امروز همخوانی ندارد. وقتی در سواحلی که هر چند متر یک تابلو «شنا ممنوع» نصب شده، باز هم غرقشدگی تکرار میشود، یعنی نیاز است که رویکردها تغییر کند. آگاهیبخشی باید از مبدأ سفر آغاز شود و در مقصد نیز با بهرهگیری از ابزارهای خلاقانه، روایتهای انسانی، هنر محیطی، واژههای تازه و پیامهایی که احساس و ذهن مخاطب را همزمان درگیر میکنند، ادامه یابد.
در عصر اقتصاد توجه، نجات جان انسانها تنها به نصب یک هشدار وابسته نیست؛ به این وابسته است که آن هشدار دیده شود، فهمیده شود، احساسات او را درگیر کند و مخاطب را به تغییر رفتار وادارد.
آخرین خبر گلستان در اینستاگرام :
Instagram.com/golestan_today
آخرین خبر گلستان در اینستاگرام :
Instagram.com/golestan_today