نسیم گیلان - تعادل /بازنشستهای که برای کنترل فشار خون، دیابت، بیماری قلبی یا سایر بیماریهای مزمن ناچار است هر ماه چند دارو تهیه کند، در صورت نبود دارو در داروخانههای ملکی تأمین اجتماعی ممکن است مجبور شود همان نسخه را با قیمت بالاتر از داروخانههای آزاد تهیه کند؛ وضعیتی که برای درآمدهای ثابت بازنشستگی میتواند به معنای حذف بخشی از دارو، کاهش دفعات مصرف یا حتی رها کردن درمان باشد.
کمبود دارو و افزایش پرداخت از جیب، درمان مستمر سالمندان را با چالش جدی روبرو کرده است. دریافت نسخه برای بسیاری از بیمهشدگان تأمین اجتماعی، پایان مسیر درمان نیست؛ گاهی درست از لحظهای که بیمار نسخه را به داروخانه مرکز ملکی تحویل میدهد، مرحله دشوارتر آغاز میشود. یک قلم دارو موجود نیست، برای قلم دیگری تعداد محدودی تحویل داده میشود، داروی تجویزشده با پوشش بیمهای در دسترس نیست یا بیمار برای تهیه یک برند مشخص باید به داروخانه دیگری مراجعه کند. نتیجه، رفتوآمد بیشتر و در بسیاری از موارد پرداخت هزینهای است که بیمار تصور میکرد بیمه باید بخش عمده آن را پوشش دهد.
این مساله برای بازنشستگان اهمیت بیشتری دارد؛ گروهی که بهدلیل افزایش سن، معمولاً بیش از جمعیت جوان به خدمات پزشکی و دارویی نیاز دارند و بخش قابل توجهی از بیماریهای آنان ماهیت مزمن دارد. فشار خون، دیابت، بیماریهای قلبی، چربی خون، بیماریهای اسکلتی و برخی مشکلات عصبی و گوارشی از جمله بیماریهایی هستند که کنترل آنها در بسیاری از موارد به مصرف منظم دارو وابسته است.
گزارش میدانی منتشرشده در شهریور ۱۴۰۵ درباره داروخانههای مراکز ملکی تأمین اجتماعی نیز از مشکلاتی مانند موجود نبودن برخی اقلام، محدودیت در تعداد داروی تحویلی، تفاوت پوشش بیمهای و ارجاع بیماران به داروخانههای خارج از مراکز ملکی خبر میدهد.
وقتی بیمه هست اما دارو در دسترس نیست
یکی از مهمترین تفاوتهای بیماری حاد و بیماری مزمن این است که در بیماریهای مزمن، بیمار نمیتواند دارو را صرفاً تا زمان برطرف شدن علائم مصرف کند. در بسیاری از موارد، دارو برای کنترل بیماری تجویز میشود و قطع یا مصرف نامنظم آن میتواند روند کنترل بیماری را مختل کند. به همین دلیل، مشکل سالمند تنها «گران شدن یک دارو» نیست. اگر دارویی که باید هر روز مصرف شود در داروخانه طرف قرارداد پیدا نشود، بیمار با دو انتخاب روبرو میشود: یا به داروخانه دیگری مراجعه و هزینه بیشتری پرداخت کند یا مصرف دارو را کاهش دهد و آن را تا زمان تأمین پول به تعویق بیندازد.
سالمندان؛ افرادی که نمیتوانند درمان را به تعویق بیندازد
مساله برای سالمندان فقط پول نیست. افزایش سن معمولاً با چند بیماری همزمان همراه است و همین موضوع تعداد داروهای مصرفی را افزایش میدهد. بنابراین هزینهای که برای یک جوان ممکن است یک هزینه مقطعی باشد، برای یک بازنشسته میتواند به هزینه ثابت و ماهانه تبدیل شود. پژوهش منتشرشده در نشریه Scientific Reports در سال ۲۰۲۵ درباره چالشهای خدمات سلامت سالمندان در ایران، مشکلات مالی، محدودیت پوشش بیمهای و دسترسی به دارو و خدمات درمانی را از جمله چالشهای مهم این حوزه معرفی کرده است. این پژوهش همچنین به «عدم پایبندی سالمندان به مصرف دارو یا کامل نکردن دوره درمان» اشاره میکند و مشکلات مالی و محدودیت دسترسی را از عوامل موثر بر این مساله میداند. در چنین شرایطی، کمبود دارو میتواند اثر اقتصادی گرانی را تشدید کند. بیماری که داروی خود را در داروخانه بیمهای پیدا نمیکند، ناچار است بازار آزاد را جستوجو کند؛ اما اگر قیمت دارو در داروخانه خارج از پوشش بیمهای بیشتر باشد، تفاوت قیمت مستقیماً از درآمد خانوار پرداخت میشود.
وقتی نسخه کامل نیست درمان هم کامل نمیشود
از سوی دیگر مدیرعامل سازمان بیمه سلامت در شهریور امسال از بدهی ۹۰ هزار میلیارد تومانی این سازمان به مراکز درمانی خبر داده و تأکید کرده بود که محدودیت منابع میتواند بر میزان پوشش خدمات درمانی اثر بگذارد. این مسائل در کنار کمبود دارو، یک زنجیره ایجاد میکند: کمبود یا اختلال در تأمین، بیمار را به داروخانه دیگری میفرستد؛ مراجعه به داروخانه خارج از مرکز ملکی ممکن است پرداخت بیشتری ایجاد کند؛ افزایش پرداخت از جیب نیز در نهایت فشار بیشتری بر درآمد ثابت بازنشسته وارد میکند.
از بینظمی دارویی تا تشدید بیماری
فرشته مومنی، کارشناس سلامت سالمندان در این باره به تعادل میگوید: از منظر سلامت سالمندان، مهمترین نگرانی این است که مشکل اقتصادی به رفتار درمانی تبدیل شود. سالمندی که توان خرید تمام اقلام نسخه را ندارد ممکن است ابتدا داروی کمهزینهتر را انتخاب کند، سپس تعداد دفعات مصرف برخی داروها را کاهش دهد یا خرید دارویی را به ماه بعد موکول کند. او میافزاید: البته تصمیم درباره تغییر، کاهش یا جایگزینی دارو باید توسط پزشک یا داروساز انجام شود و خودسرانه تغییر دادن رژیم دارویی میتواند خطرناک باشد.
اما مساله اجتماعی زمانی شکل میگیرد که بیمار اساساً به دلیل ناتوانی مالی نتواند نسخه تجویزشده را تهیه کند. این کارشناس سلامت سالمندان ادامه میدهد: در بیماریهای مزمن، این موضوع میتواند پیامدهایی فراتر از یک نوبت مصرف نکردن دارو داشته باشد. کنترل نامناسب بیماری ممکن است بیمار را به مراجعه بیشتر به پزشک، انجام آزمایشهای بیشتر یا حتی بستری شدن سوق دهد. بنابراین هزینهای که در مرحله نخست برای خرید دارو پرداخت نمیشود، ممکن است در مراحل بعدی به هزینههای درمانی بزرگتر تبدیل شود.
داروی گران فقط مشکل یک نسخه نیست
کوروش اسدی، کارشناس اقتصاد سلامت نیز به تعادل میگوید: افزایش پرداخت از جیب زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که درآمد بیمار ثابت و نیاز درمانی او مستمر باشد. بازنشستگان دقیقاً در همین نقطه آسیبپذیر قرار دارند: درآمد آنها معمولاً مانند قیمت برخی کالاها و خدمات سلامت با سرعت یکسان افزایش پیدا نمیکند، در حالی که نیاز دارویی با افزایش سن میتواند بیشتر شود. او میافزاید: مساله داروی بازنشستگان را نمیتوان صرفاً مشکل داروخانه دانست. این موضوع به تأمین مالی بیمهها، قیمتگذاری دارو، پرداخت مطالبات داروخانهها، نقدینگی زنجیره دارو و میزان پوشش بیمهای نیز ارتباط دارد.
زنجیرهای که از بیمه تا داروخانه ادامه دارد
اسدی در بخش دیگری از سخنان خود به بدهی کلان بیمهها به داروخانهها و مراکز درمانی اشاره کرده و تاکید میکند: وقتی داروخانه برای دریافت مطالبات خود با تأخیر مواجه باشد، نقدینگی لازم برای خرید دارو از شرکتهای پخش کاهش مییابد. کاهش نقدینگی در داروخانه، مشکلات زنجیره تأمین را تشدید میکند و در نهایت ممکن است بیمار با نسخهای مواجه شود که همه اقلام آن در یک مرکز قابل تهیه نیست. این کارشناس اقتصاد سلامت ادامه میدهد: برای بازنشسته، اما، این زنجیره اقتصادی در نهایت به یک سوال ساده ختم میشود: «داروی من کجاست و چقدر باید برای آن پول بدهم؟» اگر دارو در داروخانه ملکی موجود نباشد و بیمار مجبور شود آن را آزاد تهیه کند، عملاً بخشی از حمایت بیمهای که انتظار داشته دریافت کند، در نقطه خرید دارو بیاثر میشود.
خطر خاموش؛ حذف دارو از سبد خانوار
یکی از جدیترین پیامدهای افزایش هزینه درمان، تبدیل دارو به کالایی است که خانوار درباره خرید آن تصمیم اقتصادی میگیرد. برای سالمند، این تصمیم میتواند به معنای حذف یک داروی ضروری از سبد ماهانه باشد. گزارشهای اخیر نیز روایتهایی از کاهش مصرف یا کنار گذاشتن درمان به دلیل گرانی منتشر کردهاند؛ هرچند این گزارشها مبتنی بر اظهارات شهروندان و نمونههای موردی هستند و نمیتوان آنها را به کل جمعیت تعمیم داد. با این حال، مجموعه شواهد پژوهشی درباره سالمندان نشان میدهد که مشکلات مالی و دسترسی به دارو، از موانعی هستند که میتوانند پایبندی به درمان را کاهش دهند. این وضعیت برای نسلی که بخش بزرگی از درآمد خود را صرف هزینههای ضروری زندگی میکند، میتواند پیامدهای اجتماعی نیز داشته باشد؛ از وابستگی بیشتر به فرزندان گرفته تا فروش دارایی، قرض گرفتن یا حذف سایر نیازهای ضروری برای تأمین هزینه دارو.
درمان سالمندان نیازمند حمایت واقعی است
حل این مساله تنها با افزایش تعداد داروهای موجود در یک داروخانه امکانپذیر نیست. سیاست دارویی سالمندان باید همزمان چند حلقه را پوشش دهد: تأمین پایدار داروهای پرمصرف و مزمن، پرداخت بهموقع مطالبات داروخانهها، بهروزرسانی پوشش بیمهای متناسب با قیمت واقعی دارو و ایجاد سازوکاری برای جلوگیری از انتقال هزینههای ناشی از کمبود به بیمار.
از سوی دیگر، داروهای مورد استفاده بیماران مزمن باید در اولویت پایش و تأمین قرار گیرند؛ زیرا وقفه در دسترسی به آنها میتواند آثار متفاوتی نسبت به دارویی داشته باشد که تنها برای یک بیماری کوتاهمدت تجویز شده است. بازنشسته نباید برای اجرای نسخه پزشک، میان چند داروخانه سرگردان شود و در نهایت برای دارویی که انتظار داشته بیمه آن را پوشش دهد، هزینهای سنگین بپردازد. نسخه زمانی پایان مسیر درمان است که بیمار بتواند داروی مورد نیاز خود را در زمان مناسب و با هزینهای متناسب با توان اقتصادیاش دریافت کند. در غیر این صورت، فاصله میان «بیمهشده بودن» و «دسترسی واقعی به درمان» هر روز بیشتر میشود؛ فاصلهای که برای سالمندی با چند بیماری مزمن، فقط یک مشکل اقتصادی نیست، بلکه میتواند مستقیماً به کیفیت زندگی و استمرار درمان او گره بخورد.