نسیم گیلان - خبرگزاری مهر، گروه استان ها - هما اکبری: در آستانه ماه مبارک رمضان؛ ماهی که دلها نرمتر میشود و جانها میل بازگشت به نور پیدا میکند، روایت جوانی از دل یکی از روستاهای گیلان معنایی عمیقتر مییابد؛ جوانی که در میان شالیزار و باغ چای قد کشید، با دستانی پینهبسته کار کرد و در همان حال، آیات الهی را زمزمه کرد تا امروز نامش در میان نخبگان قرآنی کشور بدرخشد.
قرآن، کتاب هدایت و نسخه زندگی است؛ کتابی که اگر در جان انسان بنشیند، او را از تاریکی ها به روشنایی میرساند. همان حقیقتی که رهبر معظم انقلاب بارها بر آن تأکید کردهاند: «قرآن کتاب زندگی است؛ اگر با آن مأنوس شویم، جامعهمان نورانی میشود.» این جمله، برای برخی یک شعار است، اما برای «محمدجواد» یک تجربه زیسته است.

انتخابی که از دل خاک و باغ چای آغاز شد
روستای «امیرهنده امیرسلطان» از توابع شهرستان آستانهاشرفیه، روستایی آرام با شالیزارهای سبز و باغات چای است؛ جایی که زندگی با بوی خاک نمخورده، صدای آب در جویبارها و تلاش روزانه مردم گره خورده است. در چنین فضایی، نوجوانی مسیر متفاوتی را برای آینده خود انتخاب کرد.
در یک دست، ابزار کار؛ بیل، کلنگ و ماله. در دست دیگر، گوشی سادهای که تنها پنجرهاش به جهان تلاوتهای قرآنی بود. نه کلاسهای مجهز شهری در کار بود، نه استادان متعدد، نه حتی یک هندزفری ساده برای تمرکز بیشتر. صدای قاریان را با همان گوشی معمولی میشنید و آیات را میان خستگی کار روزانه مرور میکرد.
«محمدجواد جهاندوست» آیات را نه در سکوت کتابخانه، بلکه در دل هیاهوی کار و زندگی حفظ کرد؛ در گرمای تابستانهای شمال، در سرمای زمستانهای مهآلود گیلان. همین سادگی و بیپیرایگی، او را به نقطهای رساند که امروز از او به عنوان یکی از نخبگان قرآنی یاد میشود.
از یک یادواره شهدا تا آغاز یک روایت
آشنایی با این جوان، از یک مراسم ساده آغاز شد. در یادوارهای برای شهدا، صدای قاری جوانی فضای مراسم را پر کرد؛ صوتی گرم، دقیق و پخته. تلاوتی که نه تنها گوش، بلکه دل را درگیر میکرد.
مجری اعلام کرد: «این قاری جوان، از همین روستاست.»

همین جمله کافی بود تا پرسشی جدی شکل بگیرد: چگونه در چنین فضای ساده و دور از امکانات، چنین مهارتی پرورش یافته است؟ همین کنجکاوی، سرآغاز گفتگویی شد که اکنون پیش روی شماست.
«قرآن»؛ کتاب زندگی، نه کتاب مسابقه
محمدجواد جهاندوست در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: قرآن را برای مدرک و عنوان حفظ نکردم. قرآن کتاب زندگی است. در سختترین روزها، در بیپولی، در خستگی کار، در فشار زندگی روستایی، این قرآن بود که به من امید و آرامش داد.
وی معتقد است: اگر قرآن در دل انسان جای بگیرد، مسیر زندگی تغییر میکند. قرآن فقط آیه و صوت نیست؛ راه است، چراغ است، تکیهگاه است. خیلی وقتها که خسته میشدم یا احساس میکردم توان ادامه ندارم، فقط چند آیه میخواندم و انگار دوباره جان میگرفتم.
در روزگاری که گاه حتی به ساحت قرآن جسارت میشود و شاهد رفتارهای توهینآمیز در برخی نقاط جهان هستیم، او با آرامش خاصی میگوید: قرآن را میشود سوزاند، اما نورش را نه. قرآن را میشود پاره کرد، اما حقیقتش را نه. قرآن در دلهاست، نه فقط در کاغذ.
سه سال تا حفظ کل قرآن
جهاندوست متولد سال ۱۳۸۳ است. از ۱۲ سالگی وارد مسیر حفظ قرآن شد؛ مسیری که بسیاری آن را دشوار و فرسایشی میدانند. اما او در کمتر از سه سال، به لطف خدا و با تلاش مستمر، موفق به حفظ کل قرآن کریم شد.
وی از استاد خود، فلاحپور، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین افراد در مسیرش یاد کرد و گفت: در ترتیلخوانی هم از همین اساتید تقلید میکنم. همیشه سعی کردم هم در حفظ و هم در صوت و لحن، اصولی پیش بروم.

اما آنچه مسیر او را متفاوت میکند، نه فقط سرعت حفظ، بلکه پیوند قرآن با زندگی روزمره است. او تکفرزند خانوادهای کشاورز است؛ پدر و مادری که با کار در زمین، زندگی را میگذرانند. مسیر رفتوآمد دشوار، کار در کنار خانواده و محدودیتهای زندگی روستایی، هیچکدام مانع او نشد.
با لبخند ادامه داد: چرا باید مانع میشد؟ وقتی قرآن باشد، راه خودش باز میشود.
از مسابقات دانشآموزی تا رقابتهای ملی
کارنامه قرآنی جهاندوست، پر از تجربههای رقابتی است. او سه بار در مسابقات دانشآموزی موفق به کسب مقام دوم در رشته حفظ ۲۰ جزء و حفظ کل شد. در مسابقات ورزش و جوانان کشور در سال ۱۳۹۷ مقام سوم را کسب کرد. در رقابتهای بسیج کشور در سال ۱۴۰۲ رتبه چهارم را به دست آورد و در مسابقات وزارت جهاد کشاورزی در مشهد نیز موفق به کسب مقام دوم شد.
وی همچنین در رقابتهای قرآنی فراجا دو مقام برتر را کسب کرده است؛ افتخاری که به گفته خودش، آن را مدیون برکت قرآن میداند.
شغلی که از دل قرآن جوانه زد
جهاندوست ادامه داد: همه چیز را مدیون قرآنم؛ حتی شغلم را.» دو سال است که به عنوان نخبه قرآنی در سازمان فراجا مشغول خدمت است. مسیری که اگرچه با تلاش فردی طی شده، اما به باور خودش، ریشه در انس با قرآن دارد.
وی تأکید کرد: قرآن فقط برای مسابقه نیست. اگر هر روز حتی یک صفحه قرآن بخوانیم و سعی کنیم به آن عمل کنیم، اثرش را در زندگی میبینیم. قرآن باید در رفتار، در تصمیمگیری، در اخلاق ما دیده شود.

جوانی که قرآن را در زندگی جاری کرد
محمدجواد، قرآن را در آرامش یک اتاق مطالعه حفظ نکرد؛ او آیات را با لباس کار، با دستان خاکآلود، در کنار پدر و مادر کشاورزش مرور کرد. قرآن برای او یک برنامه روزانه خشک و رسمی نبود؛ پناهگاه بود، نفس بود، ستون زندگی بود.
داستان او، روایت جوانی است که ثابت میکند فاصله جغرافیایی با شهر، نبود امکانات و سختی معیشت، نمیتواند مانع رشد معنوی و علمی شود؛ اگر اراده و ایمان در کار باشد.
«قرآن»؛ نوری که خاموش نمیشود
قرآن اگر در دل انسان جای بگیرد، زندگی را از سطحی عادی به سطحی هدفمند و نورانی ارتقا میدهد. این کتاب آسمانی تنها مجموعهای از آیات نیست؛ نظامی تربیتی است که انسان را از اضطرابها، تردیدها و سنگینی روزمرگی نجات میدهد و به او قدرت تصمیمگیری، آرامش و امید میبخشد.
جهاندوست، نمونهای زنده از این حقیقت است؛ اینکه حتی اگر به قرآن توهین شود یا نسخهای از آن سوزانده شود، نوری که در دلها جای گرفته خاموش نخواهد شد.
در آستانه ماه مبارک رمضان، روایت این جوان گیلانی یادآور یک حقیقت ساده اما عمیق است: هرکس با قرآن زندگی کند، زندگیاش رنگ دیگری میگیرد؛ رنگی از جنس امید، آرامش، استقامت و برکت.